برای آغاز تو!
در عمیق ترین گوشه ی رویا زانو می زنم
چشمهامو می بندم
نرم نجوا می کنم
به شوق دمیدنش...
دستهاتو می بوسم
اشرف تمام مهربانی ها! بانو!
ستایش ات می کنم
از اینجا تا حریم نورانی ات
برای آنچه هدیه ام دادی!
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اسفند ۱۳۸۹ ساعت توسط نیکو
|
می رقصم به ساز آفتابگردان های وفادار ...