آشفته حالی

 

 مدام و مداوم 

در گریزم!

...

از دلخوشی های زودگذرت

...

 از سایه های رنج آورت

...

مرا چه به تابش آفتابت !!

 

 

 

 

دلم نگاهت را

 دلم هوایت را

  صدایت را

گرمی انگشتانت را

 مدام تجزیه می کند!

قول بده ...

با توان کوچکتری

دلم را به ضریب بی نهایت چشمهایت برسانی...

قول بده...