بی حساب
بخند رفیق .. بخند ...
بر چشمانی که نجابتشان را فروختند ... خیلی ارزان ...
که میل به دیدن جای زخم ِ گردن ... گاه شیرین تر از به یاد آوردن ِ زخم زانوست ..
بخند جانا ...
که گریه از ما دردی دوا نخواهد کرد .
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۸۸ ساعت توسط نیکو
می رقصم به ساز آفتابگردان های وفادار ...